طنزگاه مازیار سوادکوهی

خرید بک لینک
در آخرین متن این درگاه(طنزگاه مازیار سوادکوهی) که سال گذشته رخ داد و عنوان آن هم «چشمی که اشک دارد، طنز ندارد» بود، چند تن از دوستان لطف کردند مطلب را تا آخر خواندند، این‌که نوشتم تا «آخر خواندند» به این دلیل است که گاهی ما با خواندن بخشی از متن یا مثلا فقط تیتر و سوتیتر یا لید آن، فکر می‌کنیم همه‌ی متن را خواندیم و منظور نویسنده را درک کردیم و حالا می‌توانیم جوابی درخور به متن یا نویسنده‌ی متن بدهیم، در حالی که هر متن یا کتابی را باید تا پایان آن خواند و بعد از آن بتوان نظر قطعی را در باره کتاب طنزگاه مازیار سوادکوهی...ادامه مطلب

ما را در سایت طنزگاه مازیار سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 13:08

من در بخش اول این مقاله تأکید کردم که طنز می‌تواند شادی‌آفرین باشد، اما تردیدی نیست که شادی اساسن در یک فضای مناسب که روحیه طرف آماده پذیرش طنز باشد، رخ خواهد داد...طنز بخشی از حقایق زندگی‌ست. نمی‌توان طنر را از زندگی جدا کرد و بر این گمان بود که طنز بخش واقعی زندگی نیست،نخیر، اتفاقن هست... هر جا که زندگی هست، هم طنز هست و هم غم و اندوه.البته طنز مقابل اندوه نیست، فاصله فراوانی بین این دو هست... ادامه دارد... طنزگاه مازیار سوادکوهی...ادامه مطلب

ما را در سایت طنزگاه مازیار سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 13:08

من در بخش اول این مقاله تأکید کردم که طنز میتواند شادیآفرین باشد، اما تردیدی نیست که شادی اساسن در یک فضای مناسب که روحیه طرف آماده پذیرش طنز باشد، رخ خواهد داد...طنز بخشی از حقایق زندگیست. نمیتوان طنر را از زندگی جدا کرد و بر این گمان بود که طنز بخش واقعی زندگی نیست،نخیر، اتفاقن هست... هر جا که زندگی هست، هم طنز هست و هم غم و اندوه.البته طنز مقابل اندوه نیست، فاصله فراوانی بین این دو هست... ادامه دارد... طنزگاه مازیار سوادکوهی...ادامه مطلب

ما را در سایت طنزگاه مازیار سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 3:22

در آخرین متن این درگاه(طنزگاه مازیار سوادکوهی) که سال گذشته رخ داد و عنوان آن هم «چشمی که اشک دارد، طنز ندارد» بود، چند تن از دوستان لطف کردند مطلب را تا آخر خواندند، اینکه نوشتم تا «آخر خواندند» به این دلیل است که گاهی ما با خواندن بخشی از متن یا مثلا فقط تیتر و سوتیتر یا لید آن، فکر میکنیم همهی متن را خواندیم و منظور نویسنده را درک کردیم و حالا میتوانیم جوابی درخور به متن یا نویسندهی متن بدهیم، در حالی که هر متن یا کتابی را باید تا پایان آن خواند و بعد از آن بتوان نظر قطعی را در باره کتاب یا اثری مکتوب داد. متن بنده البته چند پاراگراف بیشتر نبود و وقت چندانی برای خواندن آن گرفته نمیشود. اما دوستانی که لطف کردند مطلب را خواندند، نکاتی را یادآوری کردند. یکی دو تن هم معتقد بودند که «این قانون کلی نیست که چشمان اشکبار طنز نگویند یا چشمی که اشک دارد طنز نداشته باشد.» به نظر آنها گاهی چشمهایی که اشک دارند هم طنز میگویند و طنز دارند.این سخن دوستان به نوعی هم درست هست و هم آنکه خود محلی از اشکال. اولا وقتی میگوییم «چشمان اشکبار، طنز ندارند» منظور این نیست که بخواهیم دور طنز سیم خاردار بکشیم و بگوییم که اگر مثلا در چهره شما یا وجودت شادی نیست، نمیتوانی طنز بگویی یا اینکه قرار نیست حکمی کلی بدهیم و بگوییم آدمهایی که دچار مشکلات روحی و روانی یا حتی جسمی و بدنی هستند، نمیتوانند طنز بگویند یا حوصلهی خواندن طنز را ندارند، نخیر، هدف اصلن چنین نیست. گاهی شاید فردی حتی در حالتی از نگرانی با خواندن طنزی حالش بهتر شود یا گفتن طنزی از سوی خودش باعث فرح روان خود و دیگران شود. اما طنز در حالتهای مختلف هم میتواند رخ دهد، گاهی طنز در یک فضایی خلق میشود که شاید خودِ گوینده انتظار طنزگاه مازیار سوادکوهی...ادامه مطلب

ما را در سایت طنزگاه مازیار سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 22:05

مدتهای زیادی است - نزدیک به 3 سال- که در این وبلاگم کاری بارگذاری نمیکنم. البته گاهی میآیم و میروم، آن هم با فاصله کیهانی! آخرین پستی که گذاشتم، همان معرفی کتاب است و آخرین طنزی که گذاشتم، برای سال 98 هست... اینجا روزگاری کارهای طنزم را بارگذاری میکردم، طنزهایی که اغلب در روزنامهها و بیشتر روزنامه همدلی مینوشتم. اما از وقتی که ارتباط کاری خود را با روزنامهها کم و بعد کلن قطع کردم، طنزهای من انگار تمام شدند. طنزگاه مازیار سوادکوهی...

ما را در سایت طنزگاه مازیار سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: يکشنبه 21 اسفند 1401 ساعت: 16:22

صفحه بندی